گل من...
گل من چندین،منشین غمگین،شام محنت به سر آمد
سر و دست افشان،غم دل بنشان،غمخوارت از سفر آمد
ز چه بنشستی،بگشا دستی،آذین کن صحن و سرا را
که پس از غم ها،به رخ شب ها،آب و رنگ سحر آمد
شب مهتابی،ز چه بی تابی،روشن کن شمع صبوری
منشین غمگین،که مه دیرین،تابان و جلوه گر آمد
تو که آگاهی،که چه شب هایی،با یاد او بنشستیم
شب بارانی،غم پنهانی،رفت و نور بصر آمد
پس از آن دوری،غم مهجوری،شور و شادی برپا کن
ز غم پنهان،نشوی گریان،چو او خندان ز در آمد
شب مهجوری،ز ره دوری،آوای رهگذر آمد
که سحر سر زد،غم دل پر زد،شادی از بام و در آمد
شب جانکاهی،شر آهی زد،ابر غم به کناری
به سر افرازی،به دل افروزی،خورشید ما به در آمد
پس از هجران،غم بی پایان،پیدا خاتم عشقم
به دلم نوری،چه شر و شوری،زان مرغ خوش خبر آمد
"بیژن ترقی"
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 1:56 توسط یسنا
|