شخصی نزد طبیب رفت و گفت:"شکم من خیلی درد می کند و

بی طاقتم،آن را علاج کن."طبیب گفت:"آن داروی چشم را بیاور تا

جوهر دارویی در چشم او کنم،که اگر چشمش روشن بود نان

سوخته نمی خورد!!!"